العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

58

شرح كشف المراد ( فارسى )

و امّا اصل يازدهم : از آنجا كه در برهان حدوث به كرّات از زمان و حدوث و قدم زمانى سخن گفته‌ايم لذا مناسب است مرورى بر ماهيت زمان بكنيم : علامه طباطبائى رحمه اللّه در كتاب نهاية الحكمة ص 190 مىگويد : و ماهيته انه مقدار متصل غير قار و عارض للحركة يعنى تعريف ماهوى زمان آنست كه زمان مقدار بهم پيوسته‌اى است كه قرار و آرام ندارد و عارض بر حركت مىشود يعنى هنگامى كه ما در اجسام اطراف خويش و پديده‌هاى ارضى و سمائى مىنگريم مشاهده مىكنيم كه همواره برخى جلوتر و برخى بدنبال آنها در حركتند بطورى كه هرگز با هم در يك وقت جمع نمىشوند و ما از اين حركت زمان را انتزاع مىكنيم و مىگوئيم : زمان عبارتست از مقدار حركت ماده و در تعريف علّامه رحمه اللّه از زمان چهار نكته خوابيده كه كاملا جايگاه زمان را تبيين مىكند : 1 - عارض للحركة اين نشان مىدهد كه زمان از مقولات عرضى است و نه جوهرى . 2 - مقدار ، اين مىرساند كه زمان جزء مقوله كميات است . 3 - متصل ، اين بيان مىكند كه زمان از كميات متصله است نه منفصله . 4 - غير قار ، اين مىرساند كه زمان از كميات متصله ناپايدار و بىقرار است و خلاصه يك وجود كشدارى است كه هرگز دو جزء آن يك جا قابل جمع نيستند بلكه همواره جزء قبلى نابود مىشود و جزء بعدى مىآيد و باصطلاح حقيقتى متصرم الوجود است . و امّا اصل دوازدهم : راجع به بطلان تصادف در كتاب انديشه‌هاى بنيادين اسلامى بتفصيل بحث شده و ما حرف تازه‌اى نداريم لذا نيازى به